بعد پنج شیش ماه یهو یادم اومد خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم امروز 7/3/97 ساعت هشت و پنجاه دیقه است و اون روزای سختم تموم شدن و الان خیلی بهترم حس میکنم اگه ی روز مدرسه نرم اون روزم به پوچ ترین حالت ممکن
نه نمیشه خاطراتو فراموش کرد نمیشه جدا شد نمیشه بهشون فکر نکردوابستگی خیلی سخته مخصوصا برای کسایی که تنهان اونا زود وتبسته کیشن و زود میرنجن
کاش میشد برگشت کاش میشد با آدما مهربون تر رفتار گنیم گه بعد
تا حالا شده از همه چی ببرین؟ تا حالا شده برین تو خودتون یه جا کز کنین و به ی جا خیره بشین؟ تا حالا شده حوصله هیج بشری رو نداشته باشین و همون موقع همه تازه به فکرتون میوفتن دوست 4سال پیشت بهت پیام میده